داستان از ورود مردی مسن و مرموز به نام تئو به شهر کوچک خیالی گلدن در جنوب آمریکا شروع میشود. تئو (که تقریباً هیچچیز از گذشتهاش نمیگوید) یک روز وارد یک کافهی محلی میشود و متوجه ۹۲ پرترهی مدادی روی دیوارها میشود که یک هنرمند محلی از اهالی شهر آنها را کشیده. او تصمیم میگیرد یکییکی این پرترهها را بخرد و به صاحب واقعیشان (یعنی همان کسانی که تصویرشان کشیده شده) هدیه بدهد. در عوض فقط یک چیز میخواهد: داستان زندگی آنها را بشنود.
از همین اهداها، داستان به مجموعهای از ملاقاتها، رازها، پشیمانیها، دوستیها و تغییرات آرام اما عمیق در زندگی آدمهای عادی تبدیل میشود. کتاب دربارهی قدرت سخاوت، دیده شدن، مهربانی بیسر و صدا و معجزههای کوچکی است که وقتی کسی واقعاً به دیگری توجه میکند، رخ میدهد.
نکتهی جالب دربارهی خود کتاب
لیوای این رمان را در ابتدا فقط برای خودش نوشت (میخواست ببیند آیا توان نوشتن یک داستان بلند را دارد یا نه) و قصد انتشار نداشت. دوستانش اصرار کردند و او در سال ۲۰۲۳ آن را خود-انتشاری کرد. بدون کمپین تبلیغاتی بزرگ، کتاب به شکل دهانبهدهان رشد کرد، بعد توسط Atria (از زیرمجموعههای سایمون و شوستر) منتشر شد و به یکی از پرفروشترینهای غیرمنتظرهی سالهای اخیر تبدیل شد (میلیونها نسخه فروش، حضور طولانی در لیست پرفروشهای نیویورکتایمز، انتخاب باشگاههای کتابی مثل Katie Couric و دیگران).
فضای کتاب آرام، گرم، جنوبی و کمی تمثیلی است. خیلیها آن را شبیه آثاری مثل مردی به نام اُوه یا حتی با الهام از حس کشتن مرغ مقلد توصیف کردهاند؛ داستانی که بیشتر از هیجان، روی انسانیت، توجه و امید تکیه دارد.
اگر دنبال رمانی هستید که بدون هیاهو و خشونت، آرام آرام دلتان را گرم کند و به مهربانی و دیده شدن آدمها فکر کنید، تئوی گلدن دقیقاً همان جنس کتاب است.
نظر کاربران در مورد «کتاب تئوی گلدن»